خرید بک لینک

تا سر کشید روز ازل جام ذبح را
میدید تا ابد غمِ فرجام ذبح را

گودال غرق جمعیت و نیزه دار ها
وا میکنند روی زمین دام ذبح را

با گریه میدوید ولی قبل ذوالجناح
تا خیمه برد هلهله پیغام ذبح را

چون زخم، بست به جای کفن به تن
با دست بافِ مادرش اِحرام ذبح را

حس کرد آه با نفس آخرش امام
با چکمه روی حنجره اش گام ذبح را

هنگام دست و پا زدنش نیز تر نکرد
در پیش چشم خواهر او کام ذبح را

لب تشنه، تیغ کهنه و با قصد قتل صبر
پامال کرد سر به سر احکام ذبح را

با ضربه شد شروع دم غربت غروب
تا شب کشیده بود سرانجام ذبح را

وای از قفا بریدنِ اوداج اربعه
شرمنده میکند پس از این نام ذبح را

کارِ سه شعبه بود که خنجر تمام کرد
مذبوحِ نیمه کاره ی اَهرام ذبح را

این قومِ غیظ کرده به تاراج میبرند
ایمانِ محض از تن اسلامِ ذبح را...

#ظهیر_مومنی
#ظهیرمومنی
#شعر
#گودال
#نزدیک_مغرب_است_خدایا_چه_میشود

برچسب: نویسنده: هلیا شمس تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:02

صفحه بندی