
این ذکر کوثر است، علی جان حلال کنساعاتِ آخر است، علی جان حلال کنبگذار کولهبارِ غمت را به دوشِ منبسپار حرفِ غربت خود را به گوشِ منهر شب به حال بی کسیات زار میزنمسنگ تو را به سینهی غمبار میزنممن را ببخش از تو اگر رو گرفتهامدر این سه ماه، دست به پهلو گرفتهامشرمندهام وبال شدم روی بالِ تویکجا غمِ سه ماههی من گشت مالِ توزهرا بمیرد آه، که دستِ تو بسته شدخانهنشین شدی و غرورت شکسته شدای صاحبِ وقارِ صنوبر شکستههاافتادهای به خانه چنان ورشکسته هادنیا وفا به خیرِ مدامت نمیکندحیف از تو که مغیره سلامت نمیکندنسبت به روزِ قبل، کمی پیرتر شدیمن رو به قبلهام تو چرا محتضر شدی؟میخواستم همیشه بمانم به پای تومیخواستم نفس بکشم در هوای تواین سینهی شکسته مجالِ مرا گرفتدستِ سیاهِ کوچه جمالِ مرا گرفتنُه سال مثل با...
ادامه مطلب
#برای_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها #بریده_ای_از_شعر مادر از دست داده ی مغموم، معنی داغدار می فهمد کوهِ غم روی دوش بردن را، شانه ای زیر بار می فهمد وسط شعله ها عذاب شدن، سوختن ذره ذره آب شدن بین دیوار و در گلاب شدن، گل میان فشار می فهمد هرکه پرسید درد یعنی چه، سرخیِ رنگ زرد یعنی چه سیلی از دستِ مرد یعنی چه، هاله ی چشم تار می فهمد بارِ شیشه اگر زمین بخورد، بی سپر در گذر زمین بخورد یک زن از پشتِ سر زمین بخورد، بانویی باوقار می فهمد ضربه ی تازیانه را تنها، لگد وحشیانه را تنها درد های زنانه را تنها....یک زنِ باردار می فهمد نایِ ناله نوای ناموسی، مُردن از ماجرای ناموسی داد با درد های ن...
ادامه مطلب